هشت سال سیاه، هشت سال خونین، هشت سال توحش ملاها در به کشتن دادن جوانان و نوجوانان میهن، هشت سال ویرانی ، هشت سال گرانی و فقر، هشت سال بی رحمانه ترین اعدام های تاریخ ایران، هشت سال کشتن قلب ها و سروها.
چه کسی آتش این جنگ خانمانسوز را برافروخت؟ چه کسی قصد بلعیدن عراق را داشت و چه کسی برای مردم عراق پیام میداد، که دولت را سرنگون کنید و بالاخره چه کسی زمینه جنگ ویرانگر را فراهم نمود؟
هرچه از تاریخ این جنگ فاصله گرفته میشود، ابعاد خیانت خمینی به نسل جوان ایرانی و خانواده های ایرانی بیشتر نمایان میگردد. خمینی بی دلیل که نمیگفت، جنگ نعمت اللهی است. چه نعمتی ؟ ریختن خون جوانان و یتیم کردن و بی سرپرست کردن اطفال نعمت است؟ تنها کسی که خواستار ادامه جنگ و ریختن خون جوانان رشید ایران بود، شخص خمینی بود، که با احساس هیچ و پوچ روی موج خون شهیدان انقلاب ضد سلطنتی و همه رزم آورانی که سال ها با شاه جنگیدند، شد و حاکمیت مردم را به سرقت برد.
اگرخمینی طالب صلح بود، بعد از آزادی خرمشهر و بیرون کشیدن نیروهای عراقی، همه شرایط صلح در دسترس بود، اما امیال شیطانی خمینی که فکر میکرد، بغداد و کربلا را فتح و امپراتوری عثمانی ازنوع آخوندی را برقرارمیکند، مانع از آن میشد، که به فکر ایران و ایرانی باشد و بنا را بر ویران کردن و کشتن جوانان در تنور جنگ گذاشته بود.
سوالی که هنوز جواب آن را قاتلین جوانان ایران نداده اند که چرا هشت سال جنگ و چرا تسلیم و زهرخوردن؟
حال ظریف شاگرد شیاد، دهان بازکرده و اعتراف میکند، که ما شرمنده مردم هستیم. آنچه که باید در برابر آنها انجام میدادیم، ندادیم و بپذیریم که بدهکار مردم هستیم. ظریف و شرم دو پدیده متناقض، که امکان ندارد در یک هویت قرارگیرند و امکان ندارد، که در وجود این تبهکاران ذره ای شرم باشد.
صحبت های ظریف و اعترافات او بیان از حقیقت چهل سال جنایت و خیانت در حق مردم ایران است. این حق مردم است بپرسند، که فرهنگ و علم و تمدن و دموکراسی و عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه ثروت و گسترش کارخانه ها وایجاد مسکن و آموزش رایگان و آزادی، باعث سرافرازی مردم میشود یا اینکه هشت سال درجبهه های جنگ فرزندان ایران زمین، هیزم هوس های پلید خمینی بشوند، که ظریف مدعی آن است.
شیادی و هوچی گری ظریف، ناشی از شعور و تدبیر او نیست، ناشی از وخامت حکومتی است، که بعداز چهل سال به جنایات خود اعتراف کردن است. ظریف باید اعتراف میکرد، که در این هشت سال جنگ، چند هزار میلیارد که باید درخدمت بهداشت و درمان و تاسیس بیمارستان ها و مراکز درمانی قرار میگرفت، خرج جنگ شد؟ چند استان کشور ویران شد؟ چند شهر و روستای ایران محو و نابود شدند ؟ چقدر از جوانانی که میتوانستند، درخدمت تولید و شکوفایی ایران باشند، یا گوشت دم توپ شدند، یا معلول و مجروح و خانه نشین؟
هیچ وقت به آثار ویرانی و نابودی ایران در این هشت سال جنگ پرداخته نمیشود و تنها تکریم به خانواده کشته شده های جنگ و لاف و گزاف های بیهوده و درپایان روضه خوانی و گرفتن عکس یادگاری.
این هم محصول این جنگ خمینی خواسته، که لعنت خدا و خلق و تاریخ برخمینی روح مجسم شیطان باد و اما ظریف با این شیادی ها نمیتواند، عصیان توده ها را نادیده بگیرد. جواب تمام خیانت های رژیم آخوندی داده خواهد شد. نه فراموش میشود ونه بخشیده میشود.