Mahajran Irany

personal blog

Mahajran Irany

personal blog

استاد شجریان و بحران بی اعتمادی

 عباس میلانی، پژوهشگر تاریخ برای نخستین بار فاش کرد که محمدرضا شجریان، "متن قانون اساسی برای گذار به ایران دموکراتیک" را تهیه کرده و در اختیار او گذاشته تا بعد از مرگش منتشر کند.

شنیدم اقای دکتر عباس میلانی اعلام کرده اند ، استاد شجریان با مشورت حقوقدانان یک  پیش نویس  قانون اساسی را اماده کرده و در نزد ایشان به امانت گذاشته تا پس از مرگ استاد منتشر شود.

نمی دانم چنین خبری صحت دارد یا خیر اما ایکاش صحت داشته باشد.


قطع نظر از صحت و سقم این خبر اما انتشار ان در فضای سایبری موجب جرقه ای در ذهن من شد و تصمیم گرفتم با تو خواننده ی گرامی به اشتراک بگذارم.
این شایعه موجب شد در ذهن خودم تصویر سازی و خیال پردازی کنم. خیال پردازی معطوف به عمل و نه صرفا معطوف به توهمات. با خود اندیشیدم، استاد شجریان به خوبی از خلا موجود در جنبش ضد فاشیستی مردم ایران اگاه است و تلاش کرده است به عنوان یک پدر، چتر خود را بر سر همه ی ایرانیان بگستراند.او متوجه شده است ما مردم ایران برای پیروزی بر اخوند های ارتجاعی و جنایتکار، همه چیز داریم جز چتر اتحادگرایی و نیرویی که بتواند مورد اطمینان و اعتماد همگان باشد.او این چتر را با نوشتن یک پیش نویس گسترانیده و از همه ی ما به عنوان فرزندان خود دعوت کرده تا زیر این چتر قرار بگیریم و بر اهریمن حاکم پیروز شویم.

این تصور پردازی من، راجع به یک خبر بود.و این تصویر سازی اما جرقه ی دیگری در داشته های اجتماعی من ایجاد کرد.ما ازادیخواهان از فقدان یک نیروی  وحدت بخش به شدت رنج میبریم. برای اینکه با بحران اعتماد  روبرو هستیم. هیچکس به دیگری اعتماد نمی کند و نماد سازی های فانتزی و قلابی نیز راه به جایی نمی برد. همین چند روز پیش بود که #جنجال_نوین به راه افتاد تا از چهره ی شاخص پادشاهی خواهان، برای ما نماد سازی کنند و او نقش ان نیروی وحدت ساز را بازی کند. اما این کار نیز اساسا چاره ساز نبود و در هوای گرگ و میش رسانه ای گم شد و هیچ اثر عینی بر ان مترتب نبود.

ما نیز برای به وجود اوردن این الترناتیو وحدت ساز، تز #اتحاد_در_عمل را ارایه داده ایم اما برد صدای ما نیز نتوانسته است لایه های متصلب بی اعتمادی را بشکافد و چاره ساز شود.

از این رو من به امید سازی برای خود رو آورده ام که ایکاش استاد شجریان برای وحدت سازی، نیرویی از خود به یادگار گذاشته باشد.

«خسرو آواز و آزادیخواهی ایران» از ثروتمندان و قدرتمندان ایران بود و خواهد ماند!

این بزرگمرد نه دو تابعیتی بود

نه گرین کارت کشوری خارجی داشت

نه فرزندانش مقیم یک کشور دیگر دنیا بودند

نه آقازاده ای داشت

نه رانتخوار و نه سلطان اقتصادی بود

نه پست و منصب حکومتی داشت و نه برای میز و کرسی ریاست له له می زد

نه اختلاسگر بود و نه دست در بیت المال داشت، نه جای مُهر بر پیشانی داشت و نه تسبیح در دست

نه سودای قدرت و نه سودای ثروت داشت! 


هیچ کدام نداشت و نبود، اما همه چیز داشت و همه بود!

او فقط مردم را داشت و همه مردم با او بودند! 

در رخسار او کل ایران نهفته است! او ایران بود!


پیکر محمدرضا شجریان، اسطوره آواز ایران، پس از تشییع در جمع خانواده و شماری از مقام‌های استان خراسان رضوی و مشهد، در مزار ابدی او در محوطه آرامگاه فردوسی، آرام گرفت.

به دوستداران شجریان که در مراسم خاکسپاری او حضور داشتند اجازه شرکت در مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر او در محوطه داخلی آرامگاه فردوسی داده نشد.

در حالی که پیشتر مزاری در مجاورت مزار مهدی اخوان ثالث برای خاکسپاری محمدرضا شجریان آماده شده بود، مکان جدیدی در کنار موزه، در محوطه آرامگاه فردوسی، به عنوان مزار و محل خاکسپاری اسطوره آواز ایران تعیین شده است.


همایون شجریان: هزار دستان موسیقی را به دست طبیعت سپردیم/مردمی که تشریف آوردید؛ ما اعتبارمان را از شما میگیریم/ما آرامشان را از شما میگیریم/ممنون که آمدید/من معذرت می‌خواهم اگر امکان نبود که میلیون‌ها نفر پدر را با دست خودشان به خاک بسپارند/من دستان شما را می‌بوسم.